19

میگفت خودش را حلق آویز کرده!
زنده بودن تا مرگش چند ثانیه بیشتر فاصله نداشته!
همون ثانیه های اول قطع نخاع می شود و بعد هم مرگ.....
گفتم:لابد عاشق بوده،گفت نمی دونم ولی فکر کنم همین طوری بوده!
امروز ازش پرسیدم چرا خودکشی کرده می گفت عاشق بوده!

کلمه ای دیگر نتوانستم جای عشق بگذارم حیف است ارزش عشق را پایین بیاورم.
یارو به خیال خودش عاشق بوده! نمی دانسته که دیوانه بوده نه عاشق.
به این نمی گویند عشق!

میگفت........
خیلی چیزهای دیگر گفت!
و من فقط به حالش تاسف خوردم!

واقعا عشق یعنی این؟؟؟؟؟

خدایا کمکم کن آسمانی شوم....!


18

بسم رب

ـ یکی ساده ساده، ویکی پر از تجمل،ضرورتی بر این همه تجمل نیست ساده هم می توان بود مهم این است که ولیمه ای بدهی آیا این همه تجمل نیاز هست؟
کاش بین خودمان هم حیا داشتیم!
اگر مجلس زنانه است دلیل نمی شود که تو تمام حیایت را بریزی و حاضر بشوی....

ـ دیگر تنها برای یادگرفتن فیزیک سر کلاسش حاضر نمی شوم شاید هر جلسه فقط چند دقیقه ای را از او حرف بزند می روم برای همان چند دقیقه، عجب درس می گیرم،اگر فقط چند تایی از این آدم ها را توی آموزش و پرورشمان داشتیم وضعمان بهتر از این بود! کاش استاد مدرسه مان بود!
آدم هایی با همچین اخلاقی را به ندرت دیده ام!
الگوی خوبی است....
تنها کلاسی است که با دغدغه ی کنکور نمی نشینم!
فقط برای یاد گرفتن میروم!
دیگر قید همه چی را زده ام،کنکور را بیخیال شده ام،مهم این است که یاد بگیرم!
فقط همین...!

ـ یکی دو آیه بیشتر نخواند ولی همه را جذب خودش کرد!
 وقتی شروع کرد به خواندن همه ساکت شدند، همچین سکوتی توی سالن مدرسه باور نکردنی بود!
عجب صدایی داشت هنوز مبهوت صدایش هستم!